PDF/EPUB آه، باران Kindle ò ✓ construyamos.co

Fereydoon Moshiriعنوان آه، باران ؛ شاعر فریدون مشیری؛ تهران، نشر چشمه، 1367؛ در 144 ص؛ چاپ سوم 1371؛ پاپ ششم 1376؛ شابک ایکس 964619401؛ چاپ هفتم 1381؛ چاپ دهم 1384؛ شابک 9643622665؛چاپ دوازدهم 1386؛ چاپ چهاردهم 1388؛ شابک 9789643622664؛ چاپ پانزدهم 1389؛ چاپ هیجدهم 1393؛ موضوع شعر شاعران معاصر ایرانی قرن 20 م


10 thoughts on “آه، باران

  1. says:

    Ah Baran 1988 Oh the Rain Fereydoon MoshiriFereydoon Moshiri September 21 1926 – October 24 2000 was one of the prominent contemporary Persian poets who wrote poems in both modern and classic styles of the Persian poem A selection of his poems has been translated into English entitled With All my Tears by Ali Salamiتاریخ نخستین خوانش روز دوازدهم ماه اکتبر سال 1990 میلادیعنوان آه، باران ؛ شاعر فریدون مشیری؛ تهران، نشر چشمه، 1367؛ در 144 ص؛ چاپ سوم 1371؛ پاپ ششم 1376؛ شابک ایکس 964619401؛ چاپ هفتم 1381؛ چاپ دهم 1384؛ شابک 9643622665؛چاپ دوازدهم 1386؛ چاپ چهاردهم 1388؛ شابک 9789643622664؛ چاپ پانزدهم 1389؛ چاپ هیجدهم 1393؛ موضوع شعر شاعران ایرانی سده 20 مآه، باران؛ریشه در اعماق اقیانوس دارد، شایداین گیسو پریشان کرده؛بیدِ وحشی بارانیا نه، دریایی ست گویی واژگونه؛برفرازِ شهر؛شهرِ سوگوارانهر زمانی که فرومیبارد از حد بیشریشه در من میدواند، پرسشی پیگیر، با تشویش؛رنگِ این شبهایِ وحشت راتواند شست آیا از دل یاران؟؛چشمها و چشمه ها خشکندروشنیها محو در تاریکی ِ دلتنگهمچنان که نامها در ننگهرچه پیرامون ما، رنگ تباهی شدآه، بارانای امیدِ جانِ بیداران؛بر پلیدیها، که ما عمری ست در گرداب آن غرقیمآیا چیره خواهی شد؟فریدون مشیریگزینش ا شربیانی


  2. says:

    نمي خواهم بميرم ، با كه بايد گفت ؟كجا بايد صدا سر داد ؟در زير كدامين آسمان ،روي كدامين كوه ؟كه در ذرات هستي رَه بَرَد توفان اين اندوهكه از افلاك عالم بگذرد پژواك اين فرياد كجا بايد صدا سر داد ؟ فضا خاموش و درگاه قضا دور استزمين كر ، آسمان كور استنمي خواهم بميرم ، با كه بايد گفت ؟اگر زشت و اگر زيبااگر دون و اگر والامن اين دنياي فاني راهزاران بار از آن دنياي باقي دوست تر دارمبه دوشم گرچه بار غم توانفرساستوجودم گرچه گردآلود سختي هاستنمي خواهم از اين جا دست بردارم تنم در تار و پود عشق انسانهاي خوب نازنين بسته استدلم با صد هزاران رشته ، با اين خلقبا اين مهر ، با اين ماهبا اين خاك با اين آب پيوسته است مراد از زنده ماندن ، امتداد خورد و خوابم نيستتوان ديدن دنياي ره گم كرده در رنج و عذابم نيستهواي همنشيني با گل و ساز و شرابم نيستجهان بيمار و رنجور استدو روزي را كه بر بالين اين بيمار بايد زيستاگر دردي ز جانش برندارم ناجوانمردي استنمي خواهم بميرم تا محبت را به انسانها بياموزمبمانم تا عدالت را برافرازم ، بيفروزمخرد را ، مهر را تا جاودان بر تخت بنشانمبه پيش پاي فرداهاي بهتر گل برافشانمچه فردائي ، چه دنيائي جهان سرشار از عشق و گل و موسيقي و نور است نمي خواهم بميرم ، اي خدا اي آسمان اي شب نمي خواهمنمي خواهمنمي خواهممگر زور است ؟


  3. says:

    چی بگم از شاعری که دنیای احساسه، دنیای حس زندگیو این حس رو، با شعرهاش منتقل میکنه به بقیهبه شاعری که برای عشق من، بنان ، شعر گفته😍شاعری که دلش نمیخواد بمیره، مگه زوره؟و به همه میگه، دوست بدارید


  4. says:

    شعرهای این مجموعه با موضوعات دعوت به انسانیت، دعوت به قیام علیه ظلم، امید داشتن و وطن پرستی گردآوری شده اندچشم ها و چشمه ها خشک اندروشنی ها محو در تاریکی دلتنگ،همچنان که نام ها در ننگهرچه پیرامون ما غرق تباهی شدآه، باران، ای امید جان بیدارانبر پلیدی ها ـ که ما عمری ست در گرداب آن غرقیم ـآیا، چیره خواهی شد؟


  5. says:

    معنای زنده بودنِ من، با تو بودن است هرچه پیرامونِ ما غرقِ تباهی شد آه باران ای امیدِ جانِ بیداران بر پلیدی ها که ما عمریست در گردابِ آن غرقیم آیا چیره خواهی شد؟ دستِ مرا بگیر، که آب از سرم گذشت خون از رخم بشوی، که تیر از پرم گذشت بی حاصل است این همه فریاد در گوش های کر دیوانه حرف میزند از نور با موش های کور تو را به هرچه تو گویی، به دوستی سوگند هر آن چه خواهی از من بخواه، صبر مخواه که صبر، راهِ درازی به مرگ پیوسته ست


  6. says:

    شاعر توی این مجموعه از عشق میگه، از انسان و انسان بودن، از گل و باد و آفتاب و درخت، از طبیعت سرزنده، از ظلم و بیداد و مهر و کین و لبخندو از زندگیمحشر بود


  7. says:

    باز کن پنجرهها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاسهدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده ست باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تک چه کرد با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبنک چهکرد هیچ یادت هست حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنزار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهیروز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد خک جان یافته است تو چرا سنگ شدی تو چرا اینهمه دلتاگ شدیباز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن


  8. says:

    زیبا بودو استاد شجریان هم چقدر زیبا این سروده رو خوندند اشعار بسیار آهنگین و زیبا و با معنیست خیلی اهل شعر نیستم ولی خوشم اومدريشه در اعماق اقيانوس دارد شايد اين گيسو پريشان كرده بيد وحشي بارانيا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ، شهر سوگواران هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيشريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش رنگ اين شب هاي وحشت را تواند شست آيا از دل ياران ؟


  9. says:

    معنای زنده بودن من ، با تو بودن استنزدیک ، دورسیر ، گرسنهرها ، اسیردلتنگ ، شادآن لحظه ای که بی تو سرآید مرا مباد


  10. says:

    برگ خشکم به شاخسار وجودتا کی آن باد سرد سر برسدتو هم ای دوست ذره ذره مکشتا نخواهم که زودتر برسد